عمر السهروردي ( مترجم : ابومنصور اصفهانى )
28
عوارف المعارف ( فارسى )
اللّه - صلعم - عن الاخلاص ما هو ؟ قال : سألت جبرائيل - عللم - عن الاخلاص ما هو ؟ قال : سألت ربّ العزّة عن الاخلاص ما هو ؟ قال : هو سرّ من سرّى استودعته قلب من احببت من عبادى « * » . حذيفه كه صاحب سرّ رسول بود - رضى اللّه عنه - مىگويد : از رسول - صلعم - سؤال كردم كه : اخلاص چيست ؟ رسول - صلعم - گفت : از جبرئيل - عللم - سؤال كردم كه ، اخلاص چيست ؟ جبرئيل - عللم - گفت : از خداى تعالى سؤال كردم كه ، اخلاص چيست ؟ گفت : اخلاص سرّى است از اسرار الوهيت ، كه وديعت نهم در دلى كه محبوب من باشد . اين طايفه كه ، اهل طريقت ايشان را ملامتى مىخوانند ، ايشان ، فضيلت و منزلت و قربت و شرف خود در اخلاص بينند ، و در پنهان داشتن اعمال و احوال ، تا به حدّى در اخفاى اعمال كوشند كه اگر كسى بر اعمال يا بر احوال ايشان اطلاعى يابد ، همچنان اندوهگن شوند كه عاصى از ظهور معصيت . ملامتى در تعظيم داشت اخلاص كوشد . و صوفى خود را غايب كند در اخلاص . ذو النّون مصرى - قدس اللّه روحه - گفته است : علامت اخلاص سه چيز است : اوّل آنكه مدح و ذمّ خلق پيش او يكسان باشد . دوم آنكه اعمال اگرچه بسيار كند ، از ياد خود فراموش كند . سوم آنكه طالب ثواب نباشد در آخرت . رويم - قدس اللّه روحه - گفته است كه : صاحب اخلاص آنست كه ، در هر دو عالم به هيچ عوض راضى نشود ، و او را در ملك هر دو عالم ، حظّى و بهرهاى نباشد . جنيد - قدس اللّه روحه - گفته است : اخلاص بر سه نوع است : اخلاص است و مخالصه و خالصه . اخلاص حال ملامتى است كه خلق را در نظر مىآرد ، و حال خود مخفى مىدارد . و مخالصه حال متصوّفه است . و خالصه كه صفا و نقاوهء اخلاص است ، نقد حال صوفى است . كه خود را و كلّ كون را ، در نور ظهور حق گم كند ، چندان غلبات نور ظهور حق ، بر جان صوفى آشكار شود كه ، مادون اللّه در نظر شهود او رخت با عدم برد ، فرياد بر آورد شعر : فقر در نيستى قدم زدن است * بر سر كوى غم ، علم زدن است فقر ، بيگانگى است از به دو نيك * بر خود از بيخودى رقم زدن است هر چه ميراث آدم و حوّا است * در خرابات درد كم زدن است باز رستن ز تنگناى حدوث * خيمه بر بارهء قدم زدن است در كشيدن ، دم از دو عالم و بس * برتر از هر دو كون دم زدن است ابو سعيد خراز - قدس اللّه روحه - گفته است : رياى عارفان ، فاضلتر است از اخلاص مريدان . [ شيخ - رضى اللّه عنه - فرمود : از بهر آن ، رياى عارفان فضل دارد بر اخلاص مريدان ] كه اخلاص ، اگرچه مقامى عالى است ، امّا آميخته باشد به ديدن اخلاص ، و عارف ، منزّه بود از
--> ( * ) عوارف ص 71 .